یادمان باشد که... 
لحظه‌هاست که آدمی را هیچ و پوچ می‌کند. 
لحظه‌هاست که انسان را فرسوده و خسته از زندگانی می‌کند. 
لحظه‌هاست که عمر ما را به پایان می‌رسانند. 
و لحظه‌هاست که انسان را فریب می‌دهند.
بیایید از پس لحظه‌ها بگریزیم. 
به امید لحظه بعدی زندگی نکنیم. 
این‌گونه بیندیشیم که انگار لحظه بعدی راه ما نیست. 
و از همین لحظه لذت ببریم... نه به امید لحظه بعدی

[ چهارشنبه چهارم شهریور ۱۳۹۴ ] [ 11:3 ] [ نفس ]

[ ]

داره بارون میباره با ی لطافت خاصی ادم فکر میکن خدا داره مهربونیشو از اسمان میریزه پایین دلم میخواد بدون چتر برم زیر بارون زیر این همه لطف خدا خیس خیس بشم یه حس خوبی به ادم میده 

بعداش تو ایوان بشینم با ی لیوان چای بارون رو تماشا کنم(خوردن بلال همه به ادم تو این بارون ی حال و هوای دیگه میده ) همه ناراحتیم همه چیز یادم بره فقط تو گوشم صدای زیبای بارون  باش چشام فقط لبخند زیبای خدارو رو گلها ببین که چقدر شاداب شدن  

عاشق بارون هستم 

[ سه شنبه سوم شهریور ۱۳۹۴ ] [ 18:59 ] [ نفس ]

[ ]

ﺑﻌﻀﯽ ﭼﯿﺰﺍ ﺧﯿﻠﯽ ﺑﻪ ﻫﻢ ﻣﯿﺎﻥ
ﻣﺜﻞ ﺯﺭﺷﮏ ﻭ ﭘﻠﻮ
ﻣﺜﻞ ﻣﺎﺳﺖ ﻭ ﺧﯿﺎﺭ
ﻣﺜﻞ ﭘﻨﯿﺮ ﻭ ﮔﺮﺩﻭ؛
ﺑﻌﻀﯽ ﭼﯿﺰﺍ ﺑﺎ ﻫﻢ ﯾﻪ ﺟﻮﺭﯼ ﻫﺴﺘﻦ
ﻣﺜﻞ ﻗﺮﻣﻪ ﺳﺒﺰﯼ ﻭ ﻣﺎﺳﺖ
ﻣﺜﻞ ﻣﺎﻫﯽ ﻭ ﮔﻮﺟﻪ ﻓﺮﻧﮕﯽ
ﻣﺜﻞ ﻣﺮﺑﺎ ﻭ ﭘﻨﯿﺮ
ﺍﻣﺎ ...
ﺑﻌﻀﯽ ﭼﯿﺰﺍ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺑﻮﺩﻧﺸﻮﻥ ﺣﺎﻝ ﺁﺩﻡ ﺭﻭ ﺑﻬﻢ ﻣﯿﺰﻧﻪ
ﻣﺜﻞ ﻧﻮﻥ ﺧﺎﻣﻪ ﺍﯾﯽ ﻭ ﺗﺮﺷﯽ
ﻣﺜﻞ ﻟﻮﺍﺷﮏ ﻭ ﮐﺎﭘﻮﭼﯿﻨﻮ
ﻣﺜﻞ ﺷﯿﺮ ﻭ ﻧﻮﺷﺎﺑﻪ،
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﺎ ﺁﺩﻣﺎ ﻫﻢ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﻫﻢ ﻫﻤﯿﻨﻄﻮﺭﻩ
ﺑﺎ ﺑﻌﻀﯿﺎ ﺧﯿﻠﯽ ﺧﻮﺑﯿﻢ
ﺑﺎ ﺑﻌﻀﯿﺎ ﯾﻪ ﺟﻮﺭﯼ ﻫﺴﺘﯿﻢ
ﺍﻣﺎ ...
ﺑﺎ ﺑﻌﻀﯿﺎ ﺍﺻﻼ ﺟﻮﺭ ﺩﺭ ﻧﻤﯿﺎﯾﻢ
ﭘﺲ ﺗﻮﯼ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﺁﺩم های ﺍﻃﺮﺍﻓﻤﻮﻥ و دوستانمون ﺩﻗﺖ ﮐﻨﯿﻢ
ﺗﺎ ﺣﺎﻝ ﺧﻮﺩﻣﻮﻥ ﻭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﻮﻥ ﺭﻭ ﺑﻬﻢ ﻧﺰﻧﯿﻢ

 

[ جمعه سی ام مرداد ۱۳۹۴ ] [ 11:40 ] [ نفس ]

[ ]

ﺍﻧﮕﺸﺘﻬﺎﯼ ﺩﺳﺘﻤﺎﻥ


ﯾﮑﯽ ﮐﻮﭼﮏ ، ﯾﮑﯽ ﺑﺰﺭﮒ


ﯾﮑﯽ ﺑﻠﻨﺪ ﻭ ﯾﮑﯽ ﮐﻮﺗﺎﻩ


ﯾﮑﯽ ﻗﻮﯼ ﻭ ﯾﮑﯽ ﺿﻌﯿﻒ


ﺍﻣﺎ ﻫﯿﭽﮑﺪﺍﻡ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺭﺍ ﻣﺴﺨﺮﻩ ﻧﻤﯿﮑﻨﺪ ...


ﻫﯿﭽﮑﺪﺍﻡ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺭﺍ ﻟﻪ ﻧﻤﯿﮑﻨﺪ


ﻭ ﻫﯿﭽﮑﺪﺍﻡ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺗﻌﻈﯿﻢ ﻧﻤﯿﮑﻨﺪ


ﺁﻧﻬﺎ ﮐﻨﺎﺭ ﻫﻢ ﯾﮏ ﺩﺳﺖ ﻣﯿﺸﻮﻧﺪ ﻭ ﮐﺎﺭ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ


ﮔﺎﻩ ﻣﺎ ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎ ﺍﮔﺮ ﺍﺯ ﮐﺴﯽ ﺑﺎﻻﺗﺮ ﺑﻮﺩﯾﻢ , ﻟﻬﺶ


ﻣﯿﮑﻨﯿﻢ ﻭ ﺍﮔﺮ ﺍﺯ ﮐﺴﯽ ﭘﺎﯾﯿﻨﺘﺮ ﺑﻮﺩﯾﻢ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻣﯿﭙﺮﺳﺘﯿﻢ


ﺷﺎﯾﺪ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﻫﻤﯿﻨﮑﻪ ﯾﺎﺩﻣﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ ،


ﻧﻪ ﮐﺴﯽ ﺑﻨﺪﻩ ﻣﺎﺳﺖ ,


ﻧﻪ ﮐﺴﯽ ﺧﺪﺍﯼ ﻣﺎ ، ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺍﻧﮕﺸﺖ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺍﯾﻨﮕﻮﻧﻪ


ﺁﻓﺮﯾﺪ


ﺑﺎﻫﻢ ﺑﺎﺷﯿﻢ ﻭ ﮐﻨﺎﺭ ﻫﻢ ،


ﺁﻧﮕﺎﻩ ﻟﺬﺕ ﯾﮏ ﺩﺳﺖ ﺑﻮﺩﻥ ﺭﺍ ﻣﯿﻔﻬﻤﯿﻢ

[ پنجشنبه بیست و نهم مرداد ۱۳۹۴ ] [ 18:46 ] [ نفس ]

[ ]

[ یکشنبه بیست و پنجم مرداد ۱۳۹۴ ] [ 22:50 ] [ نفس ]

[ ]

 پیشاپیش روز یک شنبه،روز دختر 
روز
 عزیز دل باباهاااااا
 هوووی مامانااااا
 ناموووس داداشااااا
 جیگر شوهراااا عامل خوشبختی و عاقبت بخیری پسراااا
 مبارک

[ جمعه بیست و سوم مرداد ۱۳۹۴ ] [ 11:42 ] [ نفس ]

[ ]

 

حکایت بعضی از ما آدما مثله....

مثله پنجره ست اگه بازباشه همه میخوان توش سرک بکشن...بهتره خیلی باز نشه....

مثله کتابه هرچی جلوتر میری پیچیده تر میشه ...بایداز اول بخونیش ...

مثله خورشیده ...بادوریت سرد میشن...بانزدیکیت میسوزن ....نه نزدیک ودوری، دوستت دارن...

مثله قایقه....بهت نیاز دارن سفت بهت میچسبن ...به ساحل سلامتی میرسن تو میمونی وخودت..

مثله پرنده است...هرچه محبت کنی به هر پنجره بازی هوایی میشن...

مثله آینه است... زیباییهاشونو نشون بدی خوبی...... وگرنه بهت نگاهم نمیکنن...

مثله دیواره... تاهستی بهت تکیه میدن ....میشکنی یه دیوار دیگه میسازن..

مثله درخته...میخوان سایه بدی...میوه بدی... بشکننت ...بسوزوننت... چه بلایی که سرت نمیارن ...تازه جایی هم نمیتونی بری....

مثله دریاست....ازدوربهت نگاه میکنن آروم....به سمتشون میری ازت فرار میکنن...

مثله گله.... تانباشی مصنوعیشم ترجیح میدن....

مثله چتره... فقط برای بارون میخوانت...تابارون بعدی فراموشت میکنن....

[ جمعه شانزدهم مرداد ۱۳۹۴ ] [ 18:9 ] [ نفس ]

[ ]

دلم برای مداد سفید میسوزد
پیر شدم و آخر نفهمیدم کاربرد مداد سفید درون جعبه مداد رنگی چه بود 
شاید تنهایی 
مثل خیلی از آدمها 
به جرم اینکه رنگ ندارند و خالصند

[ چهارشنبه چهاردهم مرداد ۱۳۹۴ ] [ 9:20 ] [ نفس ]

[ ]

وقتی میمیری تو را به اسمت صدا نمیکنند و درباره تو میگویند: جسد کجاست ؟


و بعد از غسل دادنت میگویند :جنازه کجاست ؟


وبعد از خاکسپاریت میگویند: قبر میت کجاست ؟


همه لقب ها و پست هایی که در دنیا داشتی بعد از مرگت فراموش ميشه


مدير ، مهندس ، مسؤول ، دکتر، بازرس...


پس فروتن و متواضع باشیم...نه مغرور و متكبر...

[ شنبه دهم مرداد ۱۳۹۴ ] [ 13:56 ] [ نفس ]

[ ]

خیلی سخته دوستش داشته باشی اماندونی حست چیه...دوست داشتن... عشق...هوس...یا...
خیلی سخته دوستش داشته باشی ولی اون یکی دیگه رو بخواد و تو هم یجوری وسط ماجرا باشی!
خیلی سخته یکی رو دوست داشته باشی ولی یکی دیگه اونو بخواد اگه بخوای توی درونت عادل باشی ندونی باید به کی حق بدی ... چون نه میدونی حس تو چیه نه رقیبت!
خیلی سخته یک نفر رو مدت ها دوست داشته باشی بفهمی با یکی دیگه رابطه داشته...
خیلی سخته که بدونی خدا دوستت داره اما هست و نیستت از بین بره...
خیلی سخته که درونت از گریه بخواد منفجر شه اما نتونی یه ذرشو بیرون بریزی...
خیلی سخته که یکی رو دوست داشته باشی اما اجازه نداشته باشی ابراز کنی...
خیلی سخته که با هرکسی که بخوای درددل کنی بترسی و بیخیال شی.
خیلی سخته که به گناه نکرده مجرم باشی.
خیلی سخته که حکم بازی توی دستت نباشه...بدون اینکه بخوای همه چی تموم شه...
خیلی سخته یکی بهت بگه " دوستت دارم اما نمیخوام با تو باشم "
خیلی سخته با مدت ها با کسی باشی اما یه روز بفهمی اون وقف یکی دیگه بوده...
خیلی سخته که یکی رو یه عمر دوست داشته باشی و اون حسش نسبت به تو "قرینه" باشه...
خیلی سخته بخاطر معشوقت از همه چیزت که خودشه بگذری...
خیلی سخته کلی از غم بشنوی اما چیزی از غم نگی...
خیلی سخته که ندونی یکی چه حسی نسبت بهت داره...دوست داشتن...عشق...هوس..یا...
خیلی سخته بی دلیل منفور باشی.


خیلی سخته چتر کسی باشی و طرفت هیچوقت ندونه که محافظش تویی...
خیلی سخته که چتر کسی باشی و طرفت یک نفر دیگه رو محافظ خودش بدونه...
خیلی سخته بی تو ادامه دادن .
خیلی سخته بی تو ، تو این دنیای پوشالی زنده بودن .
خیلی سخته هر شب به یاد کسی بخوابی که دیگه محاله دیدنش .
خیلی سخته تو خوابت کسی رو ببینی که دیگه رفته از کنارت .
خیلی سخته ادامه دادن بدون اونی که می پرستیش .
خیلی سخته بخوای تو تنهایی اونی که مرحمت باشه اما نیست کنارت .
خیلی سخته که بخوای اشکاتو رو شونه های کسی بریزی که دوسش داری اما اون یا کنارت نیست یا فرسنگها ازت فاصله داره .
خیلی سخته بغض گلو تو بگیره اما نتونی به کسی بگی چی شده .
نتونی بگی این بغضه از دوری و ندیدن یارته .
خیلی سخته بغض داشته باشی حتی نتونی به اون که دوسش داری هم بگی دوست دارم .
خیلی سخته هر روز از کنار خاطره هاش رد بشی و از دور احساسش کنی
اما از نزدیک نتونی بوی تنش رو احساس کنی فقط به یادش باشی .
خیلی سخته اشکاتو براش بریزی اما اون نباشه که ببینه داری براش پرپر میزنی .
خیلی سخته اگه فاصله هات زیاد باشه و نتونی ببینیش و داغ دوریش دیونت کنه .
خیلی سخته عاشق باشی یه عاشق واقعی اونوقت می بینی بدون اون حتی یه لحظه هم نمیتونی باشی .


خیلی سخته کسی رو دوست داشته اما اون بهت بگه دوست ندارم .
خیلی سخته که بغض داشته باشی ، اما نخوای کسی بفهمه …
خیلی سخته که عزیزترین کست ازت بخواد فراموشش کنی …
خیلی سخته که سالگرد آشنایی با عشقت رو بدون حضور خودش
جشن بگیری … 
خیلی سخته که روز تولدت ، همه بهت تبریک بگن ، جز اونی که فکر
می کنی به خاطرش زنده ای …
خیلی سخته که غرورت رو به خاطر یه نفر بشکنی ، بعد بفهمی
دوست نداره …
خیلی سخته که همه چیزت رو به خاطر یه نفر از دست بدی ، اما اون
بگه : دیگه نمی خوامت …
خیلی سخته که دوسش داشته باشی ، اما نتونی باهاش بمونی …
خیلی سخته که بخوای با آب خوردن بغضت رو بفرستی پایین ، اما
یه دفعه اشک از چشات جاری بشه …
خیلی سخته که وقتی که رفتی تا با پول تو جیبی چند ماهت برای
تولدش کادو بخری با یکی دیگه ببینیش …
خیلی سخته که بهت بگه دوست دارم ، اما بعداً متوجه بشی حرفش
یه (( ن )) کم داشته …


خیلی سخته که کسی که تموم زندگیت رو به پاش ریختی ،
با بی رحمی تموم تو چشمت نگاه کنه و بگه : دیگه دوست ندارم …
خیلی سخته که یه عمر با خیال یه نفر زندگی کنی ، اما وقتی فهمید
عاشقشی بره و پشت سرشم نگاه نکنه …
خیلی سخته که دلت رو به کسی خوش کنی که یه دلخوشی دیگه داره …
خیلی سخته که وقتی بعد از کلی کلنجار رفتن با خودت ، می ری که
حرف دلتو بهش بگی ، با یه معذرت خواهی کوچیک بگه :فعلاً سرم شلوغه …


خیلی سخته که همیشه مجبور باشی سخت ترین چیزها رو تحمل کنی … 
به خدا خیلی سخته................

[ دوشنبه پنجم مرداد ۱۳۹۴ ] [ 12:26 ] [ نفس ]

[ ]